مرجان دریایی

ساختمان بدن مرجانها یا کلسیتی است یا سلیسی می توان انها را مرز بین حیوانات وگیاهان دانست و معمولاٌ به صورت اجتماعی زندگی می کنند حدود 25 درصد از زندگی در دریا را در خود جای داده اند مرجان هاهم تولید مثل جنسی دارند و هم غیر جنسی در تولید مثل غیر جنسی از طریق جوانه زدن این کار انجام می گیرد به طوری که ثابت در کنار یکدیگر قرار گرفته ویا در مجاورت همدیگر قرار می گیرند و تشکیل ریفهای مرجانی یا کلنی می دهند مهمترین ویژگی انها این است که فقط می توانند در اب زندگی کنندوساکن مناطق کم عمق دریا هستند وبه مهمترین چیزی که نیاز دارند نور کافی است باجلبک های سبز تک سلولی نیز زندگی می کنند و حیات بسیاری از گونههای ماهیها به مرجانها وابسته است، چون مرجانها محلی برای پنهان شدن و اسكان و نیز ذخیره غذا برای ماهیها ایجاد میكنند با وجود اینكه مناطق مرجانی زیر دو درصد از سطح اقیانوسها را میپوشانند، اما حیات سه چهارم گونههای گیاهی و جانوری در دریا به آنها وابسته بوده و این مناطق بیش از ۷۰ درصد زیستگاههای ماهیان شیلاتی دنیا را شامل میشوند. مرجانها بر روی صخره های ابی وبسیا ر ظریفند و به سادگی تخریب می گردند و سالها طول می کشد تا باز سازی شوند برای مثال یک مرجان دریایی 20 سال طول می کشد تا به اندازه سر یک انسان رشد کند بیشتر صخره های مرجانی دنیا اکنون تخریب شده اند ودر بعضی از مناطق مانند فلیپین کاملاٌ نابود گردیده اند خطرات عمده که صخره های ابی را تهدید می کند
1 -صنعت توریست بدون کنترل
2-لایروبی واحیایی زمین جهت ساختن هتل ها فرودگاها وبندر گاها
3-جمع اوری صدف ها برای یادگیری
4- ماهیگیری بیش از حد توسط ماهی گیران از جمله استفاد ه از دینامیک برای کشتن تعداد زیادی از ماهیان
-5جدا كردن مرجانها از زیستگاه
-6 استفاده تزئینی از آنها،
-7 لنگر انداختن قایقها و كشتیها و كندن تخته سنگهای مرجانی ،
-8 شكار ماهیها با تفنگهای نیزهیی،
9- صید و صادرات ماهیان تزئینی،
10 - رهاسازی فاضلاب به دریا و نشستن جلبكها روی مرجانها و رقابت برای جذب نور خورشید
11-استفاده از صخرهای مرجانی برای ساختن جاده ها وخانه ها
12-الودگی توسط سمدفع افت کش ها وکودهای کشاورزی توسط تخلیه فاضلابهاو نسبت سوخت ها
خشک کردن دریاها والودگی دریاها گسترش شهرک های ساحلی ماهی گیری بیش از حد گرم شدن زمین اب شدن یخها ی قطبی شکاف لایه اوزون وصخره های مرجانی توسط ستاره دریایی تاج خاری که از مرجان ها تغذیه می کنند تهدید می شوند اینگونه از از ستاره های دریایی که میزان رشد جمعیت زیادی را دارند اسیب بسیاری به سخره های ابی وارد کرده اند هر ستاره دریایی تاج خار ی می توانند سالانه بیش از 5 متر مربع مرجان مصرف کنند تنها اسکلت مرجان مرده را باقی می گذارد که توسط حرکات موج ها روی هم انباشته می گردند برداشت های غیر قانونی تعداد زیادی از مرجان ها اطراف جزیره لاوان هندو رابی وکیش توسط صیادان ویا توریست ها وبستر برفی از نقاط به ویژه ساحل شرقی کیش و شمال لاوان به کلی برهنه گشته اند تعداد زیادی از این مرجان ها توسط افراد سود جو به ساختمان های تجاری وبوتیک های شهر تهران به بهای 30000الی 90000 ریال به فروش می رسند
الودگی در زیستگاه مرجان ها
تعداد نامشخصی از مرجان ها احتمالاٌ بر اثر الودگی های گوناگون از جمله ته نشین شدن غیر عادی وسرعت ناشی از
1-اسکلت سازی در کیش
2-نشست نفت ویا سایر عوامل الوده کننده
3-سرعت ناشی از خاک برداری در تنب کوچک وبزرگ
به این نتیجه رسیده اند که تغیرات طبیعی در درون یک اجتماع مرجانی ابسنگ ساز احتمالاٌ
تاثیر هر گونه الودگی را محو می کنند
مرجان های جزیره فارور در خلیج فارس در خطرند
جزیره فارو در بندرلنگه نزدیک جزیره کیش قرار دارد وجایگاه یکی از گسترده ترین ومتنوع ترین مرجان ها ی اب های شمالی خلیج فارس می باشد در اواخر تیر ماه سال 1374 ناحیه نسبتاٌ وسیع از مرجان ها بافت خود را از دست داده بوده اند و در عمق 4 تا 10 متری مشاهده شدند در این دوره زمانی شکوفایی نوعی فیتو پلانگتون از جنس Trichodesmiumنیزدر این زمان دیده شد
وخسارات وارده به ویژه مرجان های شاخه گوزنی ومرجانهای مغزی مرجان های غالب ابهای این جزیره را تشکیل می دهند جلب نظر نمود ونبود بافت در مقیاس کمتر در مرجان ها نیز رویت گردید
ماهیان که زندگی انها به ابسنگ های مرجانی بستگی دارد
فریبا ماهیان. سربازماهیان. جراح ماهیان .دلقک ماهیان. کفال ماهیان.جعبه ماهیان.و ماهیان شاخک دار
چگونه به مرجان دریایی کمک کنیم
هدایایی مرجانی را نخرید
از لنگر استفاده نکنید
به مرجان ها دست نزنید
مراقب نور فلش باشید
نزدیک مرجان ها نشوید
امروز که در دست توام مرحمتی کن
فردا که شوم خاک چه سود
اشک
ندامت
نوشته شده توسط سعید الهی
دانشجوی رشته شیلات دانشگاه ازاد اهواز
منبع: http://www.chesapeakebay.net/hard_clam.htm
مترجم: شقايق نوروزي – كارشناس اداره كل آموزش و ترويج – معاونت تكثير و پرورش
در طول فصول باراني و گرم سال تعدادي از جلبك هاي قهوه اي طلائي سبز و سبز آبي و دياتومه ها زياد مي شوند به طوري كه آب استخرها،درياچه ها و مخازن را تيره مي كنند و آن را به رنگ سبز زرد در مي آورند. در بعضي مواقع كف هاي سبز زرد شناور در سطح آب ممكن است روي سطح آب توسعه پيدا كند كه به زبان ساده اين تجلي رشد جلبك ها شكوفائي آب ناميده مي شود.
شكوفائي پلانكتوني منجر به آزاد شدن مقادير زيادي از دي اكسيد كربن شده و كمبود اكسيژن را در طول شب ايجاد مي كند. گزارش شده كه دي اكسيد كربن در غلظت 20 تا 30 قسمت در ميليون سبب مرگ و مير بالاي ماهی ها مي گردد از اين رو اين تركيب ناخواسته مي بايست ريشه كن گردد.
به طور كلي در شكوفائي پلانكتوني 2 گروه نقش عمده اي دارند:
1. فيتوپلانكتونها: ارگانيسم هائي كه منحصرا منشأ گياهي دارند و بنابراين اتوتروف هستند و به اولين سطح زنجيره غذائي تعلق دارند
2. زئوپلانكتونها: ارگانيسم هائي كه منشأ جانوري داشته و بنابراين هتروتروف هستند و به دومين سطح زنجيره غذائي تعلق دارند.
هر دو گروه مذكور براي مزارع پرورش ماهی خطرناك هستند و به هر حال تنفس شبانه آنها سبب كمبود شديد اكسيژن در آب مي شود كه مي تواند تلفات سنگيني را در ماهی ها به بار آورد.
بعضي از پلانكتون ها در صورت در دسترس بودن مواد مغذي ضروري ( فسفر، نيتروژن و سيليسيم ) سريع رشد كرده و ايجاد شكوفائي مي كنند كه اين شكوفائي هم در آب شيرين و هم در آب لب شور و شور اتفاق مي افتد و در رنگ هاي متنوعي چون سبز زرد قهوه اي و قرمز و سبز آبي ديده مي شود.
( متن کامل مقاله برای اعضا ی وبلاگ ارسال می گردد )

مایکوباکتريوزيس يک بيماري مزمن يا تحت حاد در بسياري از ماهیان از جمله آزاد ماهیان در محيط هاي آب شيرين، لب شور و شور (دريائي) مي باشد. صرف نظر از گونه ارگانيسم مايکو باکتريائي درگير در بيماري حاصله را به عنوان توبرکولوزيس ماهیان مي شناسد.
اکثر اين ارگانيسم ها بصورت آزاد در خاک و آب زندگي مي کنند و بعضي ها موجب بيماري در انسان و حيوانات مي شوند. گونه هاي بيماري زا در ماهیان عبارتند از: مايکوباکتريوم مارنيوم، مايکو باکتريوم فورچيتوم و مايکوباکتريوم چلوني.
عفونت هاي مايکو باکتريائي ماهیان بصورت طبيعي از طريق هضم مواد غذايي آلوده و يا ذرات و اجسام آبزي آلوده (راه خوراکي) منتقل مي شوند. تهاجم باکتري ها از راه جراحات پوستي و بافت آبششي نيز صورت مي گيرد. با وجود شناسائي باکتريها در تخمدان و .... هاي بعضي آزاد ماهیان مانند ماهی آزاد چينوک هنوز انتقال از راه تخم در ماهیان تخم گذار ثابت نشده است.
هر سه گونه مايکوباکتريوم ماهیان قادر به ايجاد عفونت در مهره داران خونگرم از جمله انسان مي باشند. گونه مايکوباکتريوم مارنيوم متداولترين گونه عامل موارد عفونت زا در جانوران خونگرم است. اين گونه در انسان موجب گرانولوم هاي جلدي معمولا در ناحيه آرنج مي شود. اما نواحي زانو و انگشتان دست و پا نيز مبتلا مي گردند. پيدايش اين گونه عفونتها معمولا در اثر خراشهايي است که در استخرهاي شنا يا آکواريوم هاي ماهیان گرمسيري اتفاق مي افتد. تا کنون واکسني براي اين بيماري در ماهیان بوجود نيامده است و توجه به اين بيماري براي افرادي که با آکواريوم و وسايل و تجهيزات آبزي پروري سرو کار دارند. توصيه مي شود.

با وجود گذشت چندين دهه از تحقيق و پژوهش هنوز سؤالاتي درباره وضعيت و رفتار خرچنگ آبي با نام علمي Callinectes sapidus وجوددارد. اين موجود جنگجو کفزي است و مورد توجه بسياري از توليدكنندگان محصولات شيلاتي است. سالهاي زيادي است که صيد و پرورش آن در خليج Chesapeake به عنوان يک سرگرمي مطرح مي باشد. هنوز موارد اسرارآميزي درمورد رفتار اين موجود وجوددارد و شايد هيچ کس اطلاعات دقيقي درمورد اين خرچنگها نداشته باشد. آنها شناگرهاي زيبايي هستند
نكاتي در مورد اين گونه از خرچنگ ها
رنگ سبز زيتوني و سفيد خرچنگهاي آبي و درخشندگيشان دليل نامگذاري آنهاست.اين خرچنگها غالبا در کف زندگي مي کنند و در مدخل رودخانه ها شکارچي هستند. تالابها و مناطق ساحلي اقيانوس اطلس غربي منطقه كارائيب و خليج مکزيک زيستگاه اين نوع خرچنگ است. ضمنا
1. خرچنگهاي آبي از سخت پوستان 10 پا به شمار مي روند و از خانواده ميگو لابستر و خرچنگ آب شيرين هستند.
2. اين خرچنگ با استفاده از سه جفت پاهاي مياني راه مي رود كه داراي نوک تيز مي باشند. اين موجود از چنگالهاي گازانبري براي دفاع از خود استفاده و شکار را بوسيله آن ها گرفتار مي کند.
3. دوجفت ضمائم پشتي در گونه هاي بدست آمده با نام لاتين Callinectes (به زبان يوناني يعني شناگر زيبا) مانند پارو عريض و مسطح است که باعث شده از اين خرچنگها يک شناگر واقعي بسازد.
زيستگاه
بلافاصله بعد از جفتگيري خرچنگها خيلي آسيب پذير مي باشند و شروع به تغذيه از شکار مي کنند زيرا پوسته آنها نرم است. بنابراين آنها غالبا براي محافظت در بسترهاي با پوشش گياهي مخفي مي شوند. خرچنگهاي جوان از پوشش گياهي بستر به عنوان محل نگهداري لاروهايشان استفاده مي کنند و خرچنگها با هر اندازه اي براي يافتن غذا جستجو مي کنند. دانشمندان دريافته اند که خرچنگهاي جوان بيش از 30 ساعت در خليج تغذيه مي كنند تا آن منطقه از پوشش گياهي تهي شود. خر چنگهاي آبي مانند ديگر موجودات آبزي نسبت به اکسيژن کم در تابستان آسيب پذيرند.
توصيه هايي در مورد حفاظت از اين موجودات
1. به خاطر داشته باشيد که يک خرچنگ آبي ماده به تنهايي مي تواند بيش از 8 ميليون تخم در هر فصل تخمريزي توليد کند بنابراين سعي کنيد کوچکترين آنها را بگيريد.
2. فقط خرچنگهايي را که براي خوردن مناسب هستند صيد کنيد.
3. براي مدت طولاني تله خرچنگ را بدون توجه و بدون مراقبت رهانکنيد
ترجمه : سارا صحيحي بنيس- کارشناس شيلات استان تهران
( متن کامل این مقاله برای اعضای وبلاگ ارسال می شود )
تقريبا كليه قسمتهاي يك كروكوديل توليدي كه پرورش آن 3-5/2 سال طول ميكشد مصرف اقتصادي دارد. يك طاقه پوست حاصل از يك كروكوديل پرورشي از ناحيه پس سر تا دم كه حدود 2/1-1 متر ميباشد به صورت نمك سود شده ساده 300 دلار و چنانچه دباغي شود 800-700 دلار و چنانچه پرداخت شده و تبديل به مثلا 2 كيف وكالت شود حدود 000/10 دلار ارزش دارد .
علاوه بر آن از چرم حاصل از دست و پاها و شكم و سر آن نيز محصولاتي مانند جاسوئيچي كمربند و كيف پول و ... تهيه ميشود که مي توان در بازار داخلي به فروش رساند. از پنجه ها و دندانهاي آن محصولات تزئيني مانند دستبند و گردنبند درست نمود.
همچنين از پودر استخوان و دندان و چربي آن در داروهاي سنتي چيني بخصوصي داروهاي ضد سرطان استفاده ميشود و خريدار آن شركتهاي چيني و تايواني ميباشند. گوشت آن با حداقل چربي يعني 4/2 درصد در طب سنتي چين بهترين دارو براي كمردردهاي مزمن و درد مفاصل وتقويت كننده قواي جنسي و ... ميباشد و به خصوص در سالهاي اخير قيمت جهاني بسيار خوبي پيدا كرده و كيلويي حدود 25 دلار ميباشد. .
همچنين در يك آزمايش اين ماده توانسته در شرايط آزمايشگاهي ويروس HIV انساني را به طور كلي نابود نمايد كه مكانيزم آن هنوز مشخص نشده است.
همچنين محقق ديگري اذعان داشته است كه از خون اين كروكوديل موادي بدست آورده است كه بقاياي انواع سموم شيميايي در بدن حيوانات را از بين برده است كه در اين صورت ادامه اين تحقيق ميتواند بزرگترين خدمت براي جانبازان عزيز شيميايي باشد و از مرگ زودرس آنها در نتيجه اثر تجمع مواد شيميايي در بدن آنها جلوگيري بعمل آورد.
راسته كروكوديلها بسيار گسترده ميباشد كه از آنها تنها 23 گونه باقي مانده است. بطور کلي داراي 4 سويه شامل کروکوديل ( Crocodile ) تمساح ( Alligator ) گاويال ( Gavial ) و کايمن ( Caimam ) مي باشند.
بطورخيلي مختصر اين سويه ها داراي وجوه مميز زير مي باشند:
کروکوديل و تمساح داراي دندان هاي شاخي مخروطي با طول متوسط مي باشند. با اين تفاوت که زماني که فکها بسته مي شوند در کروکوديل تعدادي از دندان هاي نيش بيرون محوطه دهاني قرار مي گيرند و کاملا" ديده مي شوند وليکن در تمساح فک تحتاني و فوقاني و دندانهاي آنها کاملا" متقارن بوده و روي هم قرار گرفته و در هنگام بسته بودن پوزه کليه ي دندان ها در محوطه ي دهاني واقع شده و از دهان بيرون زدگي دندان مشاهده مي شوند.
کايمن ها خصوصيات ظاهري تمساح را داشته و داراي جثه ي کوچکترند و عمده ي کايمن ها پوزه کوتاه و آمفبيوزي (انتهاي پوزه گرد ) دارند.
گاويال داراي پوزه کاملا" مشخص و متفاوتي نسبت به سايرين هستند و پوزه ي بسيار بلند و باريک با تعداد بسيار زياد دندانهاي غير منظم و بلندتر از سايرين که کاملا" انحنا داشته و تودر تو مي باشند. عمدتا" ماهي خوار بوده و پوزه و دندان کاملا" متناسب براي شکار و صيد ماهي است.
طول بدن نوع تمساح آمريكايي ( ( Alligator Misisipiاين جانور 5/5 متر نوع گاويال 5/6 متر و كروكوديل آمريكايي ( Crocodile Acatus ) 8/6 متر ميرسد . نوع آب شور آن در استراليا ( Crocodile Purpos ) تا حدود 8 متر نيز مشاهده شده است. كوچكترين نوع اين جانور تتراسپيس با يك متر طول ميباشد. تمامي گونه ها گوشتخوار بوده و کليه جانوران در سبد غذايي آنها قرار مي گيرندوليکن به نشخوارکنندگان علاقه ي بيشتري دارند. تنوع غذايي آنها از حشرات آبزي تا پستانداران بزرگ را در بر ميگيرد.
طول عمر اين جانور درطبيعت و در شرايط طبيعي معمولا" طولاني است ولي اين زمان در گونه هاي مختلف متفاوت است. وتا 100 سال در در گونه نيل ( Crocodile Nile ) مي رسد. وليکن در سيستم پرورشي معمولا" مولدين بيش از 25 سال از چرخه ي توليد حذف مي شوند.
اين جانوران علاوه بر نقش مهم اكولوژيكي منبع درآمد و تجارت جهاني به ارزش بيش از 600 ميليون دلار در سال ميباشند. در همين راستا بهرهبرداري بيش از حد آدمي باعث از بين رفتن و در معرض انقراض قرار گرفتن بيشتر گونه هاي اين جانور شده است.
جواد صيادفر
رئيس اداره تکثير و پرورش ميگو و ساير آبز
يان آب شيرين
5: سرعت رشد میگوها چگونه است و در چه وزنی برداشت می شوند؟
5-1- رشد میگو بسته به گونه، تراکم ذخیره و موجودی غذا بسیار متنوع است. همچنین شرایط دیگر مانند کیفیت آب و درجه حرارت از فاکتورهای اصلی هستند که در این زمینه نقش دارند.
5-2- در شرایط ایده ال P.vannamei در عرض 120 روز به 20 گرم می رسد درحالیکه P.monodon در زمان مشابه به وزن 35 گرم می رسد. در ایالات متحده بطور معمول وزنی که میگوها صید می شوند حدود 16 تا 18 گرم است.
6: حد بحرانی پارامترهای محیطی برای پرورش میگو چیست؟
6-1- نوع سیستمی که برای پرورش میگو استفاده می شود چندان مهم نیست، اما در هر سیستم پارامترهای محیطی باید برای بقا، رشد و تکثیر میگو مناسب باشد.
الف- حدود تحمل شوری، درجه حرارت، اکسیژن، دی اکسید کربن، PH، قلیائیت، شفافیت آب و تولیدات دفعی (اصولاً سمیت آمونیاک).
ب- این پارامترها برای گونه های مختلف متفاوت است.
6-2- شوری
الف- میگوی پنائیده به میگوی آب لب شور شناخته شده است اما در مصب ماسه ای خلیج های دنیا که در معرض تغییرات ناگهانی شوری (و دیگر پارامترها) هستند، رشد می کند.
ب- این میگوی آب لب شور در حقیقت در شوریهای کمتر ( 10 تا 25 ppt) از شوری طبیعی آب اقیانوس (35 ppt) بهتر رشد می کند.
ج- به هر حال شوری اقیانوسی و شرایط ثابت برای تولیدمثل ضروری هستند.
6-3- درجه حرارت
الف- میگوهای نواحی گرمسیری قادر به تحمل دامنه محدودی از درجه حرارت هستند.
ب- در بیشتر میگوهای مناطق گرمسیری رشد در دمای 23 تا 34 درجه سانتیگراد اتفاق می افتد. اما دامنه درجه حرارت تکثیر محدودتر است (2±28 سانتیگراد برای بیشتر میگوهای پنائیده گرمسیری).
4-6- میگوها چندان قادر به تحمل DO پایین نیستند.
الف- DO کمتر از 2 ppm منجر به ایجاد استرس در میگوها می شود.
ب- DO از 1/0 تا 5/1 ppm بسته به گونه میگو و پارامترهای دیگر مانند شوری، PH، درجه حرارت و غیره منجر به مرگ میگو خواهد شد.
ج- DO خیلی پایین باعث می شود که میگوها غذا نخورند. همچنین منجر به ایجاد استرس در آنها شده و در نهایت منجر به شیوع عفونت های ثانوی باکتریایی در آنها می شود.
د- هوادهی استخر، استفاده از دستگاه گردش آب، پمپاژ آب(تلمبه زنی)، درمانهایی برای DO پایین هستند.
5-6- PH و قلیائیت
الف- کاهش PH بر ترکیب خون با اکسیژن تأثیر می گذارد. PH کمتر از 5 تأثیر منفی بر رشد دارد.
ب- میگو سطوح بالای PH را فقط برای یک مدت کوتاه می تواند تحمل کند.
ج- فیتوپلانکتون ها اغلب در طول روز و در هنگامی که شکوفایی فیتوپلانکتونی در استخر زیاد است، منجر به بالارفتن PH استخر به 9 یا 10 و حتی بعضی مواقع بالاتر می شوند.
د- PH بالا آمونیاک بیشتری را به شکل غیره یونیزه سمی تبدیل می کند.
ه- PH بین 8-5/6 برای طول مدت پرورش و PH بین 2/8-8/7 برای زمان رسیدگی جنسی توصیه شده است.
66-- کدورت آب معمولاً نشانه ای از شکوفایی فیتوپلانکتونی در استخر است و پمپاژ آب و فرآیندهای کودهی موجب تداوم این حالت می شود. میزان کدورت آب معمولاً با استفاده از یک سکشی دیسک قرائت می شود. این پارامتر باید در حد اپتیمم آن یعنی 10-8 اینچ نگه داشته شود.
7-6- فضولات تولید شده
الف- سیستم های پرورشی باید طوری طراحی و مدیریت شوند که فضولات تولیدی روی هم انباشته نشوند.
ب- در استخرها، اکثر فضولات تجزیه خواهند شد.
ج- در سیستم های متراکم فضولات تولیدی باید زدوده شوند. مواد محلولی مانند آمونیاک که براثر متابولیسم و همچنین بوسیله مواد ارگانیک تولید می شود، تجزیه شده، به نیتریتها تبدیل می شود و ایجاد مشکل می نماید.
د- نیتریت ها در حدود 1/0 ppm ممکن است باعث ایجاد مشکلاتی در تکثیر شوند. سطوح تحمل در پرورش به درستی شناخته نشده است. اما سطوح بالای نیتریت (75/0 تا 2 ppm در 3/8=PH) بدون مرگ و میر ثبت شده است.
ه- پاره ای از آسیب های آبششی زمانی رخ می دهد که سطح آمونیاک غیره یونیزه در حدود 5/0 میلیگرم در لیتر باشد و استرس های دیگری نظیر DO پایین، دستکاری و غیره حضور داشته باشد. در این شرایط کاهش رشد اتفاق می افتد.
7: استخرهای میگو چگونه مدیریت می شوند؟
7-1- نکات کلیدی برای مدیریت خوب استخر:
الف- آماده سازی استخر
ب- مدیریت آب (مانند ممانعت از ورود شکارچیان خارجی)
ج- افزایش توان تولید طبیعی
د- سازگاری بین محیط و ذخیره
ه- مدیریت غذا
7-2- آماده سازی کف استخر
|
روزهای پس از صید |
اقدام لازم |
|
1 |
شستشوی بقایای مواد آلی از استخر |
|
2 |
بستن دریچه ها و انجام تعمیرات |
|
10-3 |
قراردادن کف استخر در معرض جریان هوا (جمع آوری مواد آلی و معدنی و از بین بردن شکارچیان). |
|
7 |
آهک پاشی (1000 کیلوگرم در هکتار) |
|
8 |
زراعت در کف استخر |
|
9 |
افزودن کود آلی |
|
10 |
نصب تخته ها و توری ها در محل |
|
10 |
از بین بردن شکارچیان و رقبای غذایی |
7-3- تمهیدات آب استخر
|
روزهای قبل از ذخیره |
اقدام لازم |
|
10 |
رها کردن آب به داخل استخر و بالا بردن کامل سطح با سرعت ممکن (استفاده از توریهای جلوگیری کننده از ورود شکارچی در مسیر ورود جریان آب به داخل استخر با مش 5/0 میلیمتر یا 5/0 میکرون یا توری با 52 اینچ مربع) |
|
9 |
افزودن مقدار اولیه کودهای غیرآلی |
|
8 |
شروع اندازه گیری پارامترهای روزانه |
|
7 |
آغاز برنامه منظم کوددهی |
7-4- مدیریت آب
الف- آگاهی از چگونگی تعویض آب
ب- محاسبه حجم، سطح، عمق متوسط و ساخت علائم در استخر
ج- روش های تعویض آب: جریان پیوسته، کاهش شدید سطح آب، عبور آب از میان دریچه ها
د- تنظیم تخته ها و توری ها، تخلیه آب از کف
7-5- فواید کاهش عمق و تعویض مداوم آب در سطح پایین تر برای حل مشکل DO پایین
الف- وقتی عمق کمتر باشد باد بطور مؤثرتری با آب اختلاط می یابد.
ب- مساحت زیر لایه سطحی که مصرف اکسیژن بیشتر است، کاهش می یابد.
7-6- منطقه نوری: m2 5000=10000*5/0
الف- ناحیه مصرف در 2/1 متر عمق:
140% از منطقه نوری= m27000=10000*m 7/0
ب- در8/0 متر عمق:
60% از منطقه نوری=m2 3000=1000*m3/0
ج- درصد تعویض آب افزایش می یابد. در 2/1 متر عمق، 20 سانتیمتر تعویض=7/16% کل آب استخر
د- در 8/0 متر عمق، 20 سانتیمتر تعویض=25% کل آب استخر
ه- وقتی که پمپ ها فعال نیستند آب باید در سرتاسر استخر جریان داشته باشد.
ر- وقتی که آب از کف استخر زهکش می شود، کیفیت مواد آلی کاهش می یابد.
7-7- برنامه پیشنهادی برای تعویض روزانه آب:
مدیریت تعویض آب در سیستم نیمه متراکم
|
روز |
سانتیمتر تعویض |
|
10- تا 4- |
15+ |
|
3- تا 0 |
0 |
|
0 تا 10 |
3+ |
|
11 تا 16 |
3± |
|
17 تا 30 |
6± |
|
>30 |
براساس تراکم ذخیره تعیین می شود |
|
متر مربع |
سانتیمتر تعویض |
|
8 |
10 |
|
9 |
11 |
|
10 |
12 |
|
11 |
13 |
|
12 |
14 |
|
13 |
16 |
|
14 |
17 |
|
15 |
18 |
|
16 |
19 |
|
17 |
20 |
|
18 |
22 |
7-8- برنامه های کوددهی
الف- آلی:
- کود مرغی، 1000 کیلوگرم در هکتار در کف استخر در مدت آماده سازی.
- دانه های گیاهی: سویا، ذرت، پنبه دانه، 200 کیلوگرم در هکتار در کف استخر در مدت آماده سازی، 22 کیلوگرم در هکتار در آب هر سه روز تا شروع تغذیه با غذای پلت شده.
ب- غیرآلی:
- مقدار اولیه- اوره 28 کیلوگرم در هکتار. تریپل سوپر فسفات (TS) 2/3 کیلوگرم در هکتار
- اوره 5/24 کیلوگرم در هکتار. دی آمونیم فسفات (DAP) 2/3 کیلوگرم در هکتار
مقدار اولیه به 7 قسمت تقسیم شده و بطور روزانه وقتی اضافه می شود که شفافیت 40 سانتیمتر یا بالاتر قرائت شود و PH کمتر از 8/7 باشد.
8- میگوها چگونه صید شده و به فروش می رسند؟
8-1- در یک استخر پرورشی، محصول معمولاً از طریق زهکشی استخر جمع آوری می شود. برخی مواقع برای این کار از تورهای پرتابی و دام ها استفاده می شود. برای صید P.japonicus از تله استفاده می شود.
8-2- میگوها معمولاً هنگام عبور آب به سمت خروجی ها، در مدخل دریچه های تخلیه توسط یک تور صید می شوند.
8-3- در اکثر جاهایی که در دنیا میگو پرورش می دهند، فرآیندی روی آنها انجام گرفته و به اصطلاح«سرزنی» می شود و میگوی بدون سر تازه منجمد به ایالات متحده و ژاپن فروخته می شود.
الف- در ایالات متحده میگو را به صورت منجمد می پسندند حال آنکه ژاپنی ها در درجه اول بصورت تازه و در درجه دوم بصورت بی سر تازه منجمد ترجیح می دهند.
ب- تعدادی از عمل آورندگان بزرگ غذا در بازارهای ایالات متحده میگوها را به خاطر مغازه های خواروبار فروشی منجمد می کنند.
ج- تعداد کمی از مزارع میگو خودشان میگوهایشان را به فروش می رسانند، اما اکثر آنها به واسطه ها یا مراکز عمل آوری می فروشند.
د- بازارهای اروپایی میگو را بصورت سر دار ترجیح می دهند (بیشتر بصورت منجمد، زیرا به صورت تازه مقرون به صرفه نیست).
9- چه بیماریها و انگلهایی میگوها را تحت تأثیر قرار میدهند؟
9-1- بیماریها و انگلهایی هستند که در دوره پرورش میگو نسبت به مرحله تکثیر به میزان کمتری ایجاد مشکل می نمایند.
الف- در ایالات متحده به تعداد محدودی از مواد شیمیایی اجازه داده شده که برای درمان در هچریهای میگو مورد استفاده قرار گیرند، اما در سایر کشورهای پرورش دهنده میگو محدودیت های زیادی وجود ندارد.
ب- در ایالات متحده اجازه داده شده که آنتی بیوتیک ها در دوره پرورش در غذای میگو قرارداده شود، اما همین امر نیز با قوانین سختی مواجه است.
ج- در صورتیکه میگوها برای مصرف انسانی باشند بسیاری کشورها ملزم شده اند که آنتی بیوتیک ها را 21-15 روز قبل از صید از غذای میگو حذف نمایند.
9-2- پروتوزوآها اغلب خود به میگوها حمله می کنند. تعدادی از پروتوزوآها عبارتند از Acimeta، Ephelota، Zoothamnium، Epistylis، وLagenophrys .
9-3- بیماریهای باکتریایی که میگوها را تحت تأثیر قرار می دهند شامل ویبریو و باکتریهای میله ای شکل هستند.
9-4- به نظر می رسد پیشگیری بهترین درمان برای بیماریهاست.
الف- کنترل کیفیت آب، درجه حرارت، کاهش استرس و تغذیه خوب عوامل مهم حیاتی برای پیشگیری از بیماریها هستند.
ب- خریداری پست لارو از یک منبع مطمئن بسیار ضروری است. تا جائیکه ممکن است ذخیره با سلامتی بالا فراهم نمایید.
9-5- ویروس هایی مانند IHHN، Baculovirus، Parvovirus و غیره باعث اثرات منفی مختلف (کوتوله گی، تفاوت در سایز، بدشکلی) در میگوهای خانواده پنائیده می شوند. توسعه میگوهای خیلی سالم به کنترل و ریشه کن شدن احتمالی این بیماریها کمک می کند.
مترجم:
لیلا صالحیان، کارشناس دفتر نوسازی اداری و برنامه و بودجه
lm_salehiyan@yahoo.com
منبع:
http://aquanic.org/publicat/govagen/ncae/shrimpd.pdf
موجودات بنتیک به سه گروه مجزا تقسیم می شوند:
1- درون زیان(Infauna): گیاهان، جانوران و باکتریها از هر اندازه که در رسوبات زندگی می کنند.
2- برون زیان(Epifauna): گیاهان، جانوران و باکتریهایی که وابسته به سطوح سخت یا زیرلایه(مانند صخره ها یا آشغالهایی که روی هم انباشته شده) هستند. آنها قادر به حرکت بوده یا که روی رسوبات زندگی می کنند.
3- بسترزی(Demersal): موجود کف تغذیه ای یا کفزی که بر روی بنتیک های Infauna و Epifauna تغذیه می کند.
گونه هایی از بنتوزها در آب شور و گونه هایی دیگر متعلق به آبهای شیرینند. از نمونه هایی که در آب شیرین یافت می شوند می توان به انواع، کرمها، زالوها، یکروزه ها(ephemeroptera)، باف بالان(plecoptera)، گاماروس و.... اشاره کرد. در زیر نیز به اجمال به شرح تعدادی از بنتوزهای آب شور پرداخته شده است.
بنتوزهای اقیانوسی
این بنتوزها در کف اقیانوس ها زندگی می کنند. ستاره دریایی، صدف خوراکی، دوکفه ایها، خیار دریایی، ستاره شکننده و شقایق های دریایی همگی بنتوز هستند. بیشتر بنتوزها از غذاهایی که شناورند تغذیه می کنند و یا در بین آشغالهایی که در کف اقیانوس هست، به دنبال غذا می گردند.
ناحیه بنتیک اقیانوسها متنوع است. کوهها، گودالها، آتشفشانها، نواحی مسطح گلی و نواحی صخره ای در آنجا وجوددارد. در کف اقیانوس تنوع وسیعی از زندگی وجود دارد که آنجا را به یک اقامت گاه مبدل ساخته. برخی موجودات در گل و لجن زندگی می کنند، برخی می خزند یا در کف به سمت جلو شنا می کنند و برخی خودشان را به کف اقیانوس می چسبانند. زندگی در مناطق بنتوزی بر اساس اندازه سازمان یافته است.
ماکروبنتوزها موجوداتی هستند که بزرگتر از یک میلیمتر می باشند، نظیر صدفهای خوراکی، ستاره دریایی، لابستر، جوجه تیغی دریایی، میگو، خرچنگ و مرجانها.
میوبنتوزها اندازه شان بین 1/0 تا ا میلیمتر است. موجودات این گروه شامل دیاتومه ها و کرم های دریایی هستند.
میکروبنتوزها موجودات بسیار کوچکی هستند مانند دیاتومه ها، مژه داران و باکتریها، آنها کوچکتر از 1/0 میلیمتر هستند.

اسکوئید جانوری بی مهره و دریازی است که از لحاظ جانورشناسی در شاخه نرمتنان و رده Cephalopoda قرار دارد.بدن این جانور شبیه به یک مخروط نازک است که وجود دو باله مثلثی شکل در راس بدن این جانور را از بقیه اعضای رده خود مثل اختاپوس مجزا می کند .اسکوئید ها از نظر تغذیه ای گوشتخوار بوده و از ماهیها و سخت پوستان ونرمتنان تغذیه می کنند .اسکوئیدها توسط روش خاصی به نام Jigging صید می شوند . دراین روش کشتیهای مخصوص صید از نور استفاده کرده و قلابهای مخصوص خود را در ناحیه ای می فرستند که به صورت نیمه روشن بین منطقه روشن و منطقه تاریک آب به وجود می آید واسکوئیدها توسط چرخهای مخصوص به داخل کشتی آورده می شوند .در برخی کشورهای آسیایی اسکوئیدها به مصرف تغذیه انسانی می رسند .ولی اسکوئیدهای کوچک و خیلی بزرگ که ارزش غذایی کمی برای مصرف انسانی دارند برای تهیه پودر اسکوئید استفاده می گردند .روش تهیه پودر اسکوئید کم و بیش شبیه پودر ماهی می باشد .پودر اسکوئید ارزش غذایی بسیاری در تغذیه آبزیان بویژه در تغذیه میگودارد .میزان پروتئین بالا و متعادل بودن نسبت لیزین به آرژنین در این ماده غذایی از جمله ویژگی های آن است .پودر اسکوئید از نظر چربیها و ویتامینهای محلول در چربی یک منبع غذایی غنی به حساب می آید ودارای میزان زیادی فسفولیپید و اسیدهای چرب 20:5n3 و 22:6n3 و کلسترول می باشد .وجود عوامل ناشناخته رشد در پودر اسکوئید ثابت شده است .به نظر می رسد که این عوامل شامل پپتیدهایی هستند که کارایی دستگاه گوارش را افزایش داده و رشد را تقویت می کنند . خاصیت جذب کنندگی پودر اسکوئید یکی دیگر از خواص بسیار مهم آن است که از این طریق با افزودن این پودر به غذای آماده میگو به یافتن و تغذیه از غذای آماده ترغیب می گردد .این موضوع باعث بهبود ضریب تبدیل واز طرف دیگر کاهش هزینه غذا می شود .همچنین از روغن اسکوئید نیز به عنوان پوشش پلت که باعث ماندگاری بیشتر پلتها در آب می شود نیز استفاده می شود . روغن اسکوئید یک ماده جذاب است که باعث مصرف سریعتر غذا توسط میگو می شود .
معمولادر آنالیز پودر اسکوئید این درصد ها به دست می آید که البته این مقادیر به صورت مختصر در اینجا آورده شده .
پروتئین .................................. حداقل 60%
چربی .................................... حداکثر 12%
خاکستر .................................. حداکثر 10 %
رطوبت .................................. حداکثر 12 %
نمک ..................................... حداکثر 3 %
برگرفته از کتاب راهنمای عملی تغذیه و نهاده های غذایی و دارویی آبزیان در ایران
چکیده:
مقاله موجود به موضوعات مختلفی همچون انواع سیستم های پرورشی، مشخصات پست لاروی که باید ذخیره سازی شود، تراکم ذخیره، تغذیه، رشد، حد اپتیمم پارامترهای محیطی، نحوه مدیریت استخرها و چگونگی صید میگوها اشاره می نماید. این مقاله در چند بخش تنظیم شده که بخش اول آن در ذیل آمده است. امید است مطالب موجود مورد توجه پرورش دهندگان، دانشجویان و کلیه کسانیکه به نوعی علاقمند به مباحث میگو هستند، قرار گیرد.
1- محیط های مختلف پرورش میگو کدام است؟
1-1- عمومی ترین روش پرورش میگو در جهان سیستم استخر است.
الف- پس از سیستم های استخر، از تانکها و کانالها استفاده می شود.
ب- بسیاری تولیدکنندگان و محققین در حال انجام آزمایش بر روی سالنهای سرپوشیده، سیستم های متراکم و سیستم های مداربسته هستند.
1-2- در صورتیکه در تانکها، کانالها یا سیستم های داخل سالن از سیستم متراکم استفاده شود، باید دارای مشخصاتی به شرح ذیل باشد:
الف- سطح داخلی این سیستم ها صاف و تمیز بوده و توان ذخیره آب تا حجم زیاد را داشته باشد، از مواد غیرسمی ساخته شده و در صورت نیاز به آسانی قابل استریل کردن باشد.
ب- مخارج ساختمان پایین بوده، غذا و جریان آب بخوبی و متناسب با مراحل مختلف رشد میگو قابل توزیع باشد.
1-3- میگو در نواحی گرمسیری جهان بطور طبیعی در آب لب شور زیست می کند و به هنگام پرورش در استخر به شیوه های غیرمتراکم، نیمه متراکم و متراکم مدیریت می شود.
1-4- در تولید تجاری از استخرهای میگو، اغلب، استخرها به شکل نیمه متراکم ذخیره و مدیریت می شوند.
2- چه نوع پست لاروی برای ذخیره در نظر گرفته می شود؟
2-1- فاکتورهایی که برای تعیین بهترین پست لارو بمنظور ذخیره در استخرها، کانالها یا تانکها در نظرگرفته می شود عبارتند از: تحرک بیشتر، رنگ مناسب، روده پر، پوست تمیز و نمو خوب عضله ها.
2-2- پست لارو باید از SPF یا سلامتی بالایی برخوردار باشد (گونه های وارداتی باید دارای مجوز باشند).
3- میگوها در سیستم های مختلف پرورشی با چه تراکمی ذخیره سازی می شوند؟
3-1- میزان ذخیره میگو متناسب با نوع سیستم پرورشی متفاوت خواهد بود.
الف: در سیستم های استخری میانگین تراکم ذخیره از 5000 تا 500000 در هکتار( تقریباً 2300 تا 220000 در جریب) است.
ب: برخی تولیدکنندگان، استخرهای نوزادگاهی را با 2000000 پست لارو در هکتار ( تقریباً یک میلیون در جریب) ذخیره سازی کرده و پس از گذشت یک ماه میگوهای جوان را به استخرهای پرورشی با اندازه خیلی بزرگتر انتقال می دهند.
ج: بسیاری از تولیدکنندگان در ایالات متحده استخرهای پرورشی را با تراکم 150000 تا 200000 در جریب ذخیره سازی می کنند و در واقع استخرها با روش متراکم مدیریت می شوند (در این روش تعویض آب، هوادهی و غیره افزایش می یابد).
3-2- در دیگر سیستمهای استخر تعیین میانگین یا تعداد ذخیره مشکل است.
الف- تحقیقات بیشتر روی این موضوع در حال انجام است و بهترین نتیجه ای که حاصل شود، برای هر سیستم ویژه استفاده می شود.
ب- برخی تولیدکنندگان پیشنهاد می کنند که تعداد پست لارو در تانکها بیش از 100 پست لارو در هکتار تا 1000 پست لارو در هکتار باشد.
ج- 5000 تا 6000 پست لارو در مترمکعب هم ذخیره سازی شده اند اما تجربه ثابت کرده در تراکم های پایین تر موفقیت بیشتر است.
3-3- اینکه گروهای میگو چگونه ذخیره سازی شوند چندان مهم نیست، اما برای اینکه تراکم ذخیره بیشتر مقرون به صرفه باشد، باید برای سیستم کارگر استخدام شده و مدیریت شود.
الف- مسأله ای که در مورد تانکها مطرح است اینست که غذا در طول یک روز چگونه توزیع شود بدون اینکه به کیفیت آب لطمه ای وارد شود.
ب- وقتی تراکم ذخیره در استخر افزایش می یابد، منابع غذای طبیعی سریعتر تمام می شود و کیفیت آب مورد تهدید قرار می گیرد.
ج- میگوها به راحتی در مقابل استرس واکنش نشان نمی دهند و اغلب عفونتهای ثانویه در نتیجه یک استرس بوجود می آید.
د- میگوها نسبت به تغذیه و مدیریت خوب عکس العمل خوبی نشان می دهند. فاکتور محدود کننده اغلب DO ( اکسیژن محلول) است که تحت تأثیر سمیت آمونیاک محلول قرار می گیرد.
4- میگوها چه غذایی می خورند؟ غذادهی چگونه توسط پرورش دهنده مدیریت می شود و به چه روش غذادهی می شوند؟
4-1- در شرایطی که تراکم ذخیره پایین است (300 پوند در جریب) در اغلب موارد غذای طبیعی برای بقا و زنده ماندن میگو کافی است.
الف- میگوها دیاتومه، پلانکتون ها و دتریتوس ها را می خورند.
ب- حدود 55% وزن خشک غذای طبیعی محتوی پروتئین می باشد.
ج- به منظور تقویت رشد غذاهای طبیعی، استخرها اغلب با کودهای ارگانیک یا غیرارگانیک کودهی می شوند.
د- محققین و تولیدکنندگان هنوز بر روی میزان مناسب کوددهی به توافق نرسیده اند. تحقیقات روی این موضوع ادامه دارد.
ه- در صورتیکه تعداد ذخیره افزایش یابد، غذای طبیعی به قدر کفایت نبوده و استفاده از تغذیه تکمیلی ضرورت می یابد.
4-2- برای پست لارو میگو غذای آغازین خرد شده (با سطح پروتئین زیادتر نسبت به جیره میگوی بالغ پرورشی) جایگزین آرتمیا می شود.
الف- نیازهای غذایی میگو بدرستی شناخته نشده و تحقیقات زیادی روی این موضوع متمرکز شده است.
ب- در دیگر کشورها، تولیدکنندگان از سبوس برنج، خرده های برنج، آرد گندم، آرد ذرت و انواع ضایعات گیاهی به عنوان خوراک استفاده می کنند.
ج- در اغلب کشورهای جهان استفاده از فرمولهای تجاری غذا به منظور بهبود وضعیت پرورش رو به گسترش است که مفید هم واقع شده و در نتیجه منجر به گرانتر شدن غذا و در نتیجه افزایش هزینه های یک مزرعه میگو می شود.
د- برای تثبیت ویتامین C درجیره های غذایی روشهای جدیدی ابداع شده که موجب بهبود وضعیت رشد میگو شده است. هم بندهای جدید و سطوح ارتقا یافته ای از گندم بعنوان هم بند این موفقیت را فراهم کرده است.
4-3- برخی تولیدکنندگان شروع تغذیه پست لاروها را با غذاهای محتوی 40 تا 50 در صد پروتئین به مقدار زیاد یعنی 18 تا 20 درصد وزن بدن در روز آغاز می کنند.
الف- وقتی وزن پست لارو به 1 گرم ( در حدود یک ماه) رسید، میزان تغذیه آنها به 15 درصد وزن بدن در روز کاهش می یابد و میزان افزایش وزن به 1 تا 2 گرم در هفته می رسد.
ب- وقتی میگوها به حدود 18 تا 20 گرم رسیدند میزان تغذیه آنها به حدود 3 تا 5 درصد وزن بدنشان در روز می رسد.
ج- میگوهای جوان با غذاهای تجاری تغذیه می شوند ( حدود 25 تا 32 درصد برای P.vannamei و 35 تا در38 درصد برای P.monodon).
4-4- جدول غذایی راهنمای چندان دقیقی برای استفاده نیست. روش دقیق تر تنظیم میزان تغذیه، استفاده از سینی های غذایی است.
4-5- در روش نیمه متراکم غذادهی با استفاده از سینی های ویژه تغذیه مدیریت می شود. در این روش غذادهی دوبار در روز به شرح ذیل انجام می گیرد:
الف-40% رژیم روزانه در صبح
ب- 60% رژیم روزانه در بعدازظهر
ج- بعداز اینکه غذا در صبح در کل استخر توزیع شد سینی های غذا خارج شده، تمیز می شوند و 100 میلی لیتر غذا در داخل هر سینی جا داده می شود.
د- پس از تغذیه در بعدازظهر دوباره سینی ها خارج شده و کیفیت غذای باقیمانده در هر سینی ثبت می شود. سپس از ارزش سینی ها برای هر استخر میانگین گرفته می شود.
ر- روش ثبت میزان باقیمانده غذا در هر سینی:
0 = بدون باقیمانده غذایی
1= کمتر از 5/12 درصد، مقدار باقیمانده غذایی کم
2= بین 5/12 تا 25 درصد، مقدار باقیمانده غذا متوسط
3= بیشتر از 25 درصد، مقدار باقیمانده غذا زیاد
مترجم:
لیلا صالحیان، کارشناس دفتر نوسازی اداری و برنامه و بودجه
lm_salehiyan@yahoo.com
ميگوها از خانواده سخت پوستان هستند و در دريا زندگي مي كنند و تنها برخي از گونه هاي آن در آب شيرين يافت مي شوند در ايران ميگوهاي خوراكي اب شور در درباي عمان و خليج فارس زندگي مي كنند اين ميگو را دريايي مي نامند اين ميگو به وسيله لنج – كشتي صيد شده و به ساحل حمل مي شود و در ساحل بر حسب اينكه عمل آوري شود و يا بصورت تازه به بازار مصرف انتقال يابد نيز مسير جداگانه اي را مي پيمايد ..
انواع
نوع ديگر ميگو ميگوي پرورشي است كه در سواحل خليج فارس و درياي عمان با استفاده از اب دريا كه توسط كانال به سمت مزارع هدايت شده مستقيما در محيط دريا پرورش داده مي شود تفاوت ميگوي پرورشي و دريايي عملا بر تفاوت گونه . نژاد و در صيد و روش عرضه ميگو است
روشهاي تشخيص ميگو هاي سالم و غير سالم :
ميگو بدليل دارا بودن اسيد هاي چرب غير اشباع خيلي سريع خراب مي شود چون تمام اندامهاي گوارش ميگو در ناحيه سر قرار دارد . شروع مرحله فساد از ناحيه سر با قسمت بدن است كه با شروع
مرحله فساد ،سر ميگو را جدا كرده و بدون سر به فروش مي رسانند .
در مرحله بعد پوست ميگو را جدا كرده و عضله تنها مي ماند البته اين بدان معني نيست كه هر ميگوي بسته يندي شده بدون سر داراي مشكل است چون ممكن است بر اثر بازار مصرف ميگو را سر كني و يا آن را پوست كني و به فروش برسانند .
پس ميگو بايد با سر بوده و سر آن سفت و محكم به بدن چسپيده با شد رنگ ميگو بسته به گونه ، نژاد و محيط زندگي متفاوت است ولي بعد از پخت تقريبا تمامي ميگو ها به رنگ صورتي مايل به قرمز در مي آيند كه شدت اين رنگ نشانه سلامت ميگو است . هر چقدر از پخت كمتر صورتي شود كيفيت پايين تري دارد ، رنگ ميگو بايد يكنواخت بوده و لكه هاي سياه درشت نداشته باشد . خال هاي ريزه پراكنده در
سطح بدن طبيعي است .
ميگوي تازه بوي بدي ندارد و فقط بوي خاص ميگو را دارد . كه اصلا تند نيست ، ولي در صورت خراب شدن بوي شديد و تند آمونياك از آن استشمام مي شود .
از نظر نوع پرورشي و دريايي آن هيچ فرقي ندارد . يعني ميگوي دريايي كه از لب ساحل بلافاصله بعد از صيد به فروش مي رسد بدون بو است .
در مورد نگهداري ميگو ، باید گفت اگر ميگو را بصورت تازه از شهر هاي جنوبي خريداري مي نمائيد بايد در همان محل فقط سر را جدا كرده و با پوست فريز كنيد . اگرميگو به صورت بسته بندي شده و منجمد
خريداري مي شود بايد به تاريخ توليد و انقضا و كد بهداشتي جعبه دقت شود .
سپس آنرا در فريزر خانگي و حدود 18- درجه سانتي گراد نگهداري كرد، بسته بندي بايد بصورتي باشد
كه مجبور به دو بار فريز كردن ميگو نشويد براي اين كار مي توان وقتي ميگو خريداري شد بيش از حالت انجماد خارج شود بايد سر ميگو را جدا كرد و آنرا در پلاستيك به اندازه مصرف هر وعده قرار داد و البته فوري آنرا داخل يك جعبه و درون فريزر گذاشت .
ميگوي را كه پوست آن كنده شده به مدت زياد نمي توان در فريزر نگه داشت ، مگر در شرايط خاص و بسته بندي خاص كه حتي در آن صورت هم مدت نگهداري طولاني نيست
ارزش غذايي ميگو :
گوشت گوسفند ، گوساله ، مرغ، ماهي و ميگو جزو غذاها با پروتيين بالا محسوب مي شوند كه معمولا نياز پروتييني بدن بايد توسط آنها تامين شود .
همچنين ميزان كلسترول در 100 گرم ميگو حدود دو سوم ميزان كلسترول در يك تخم مرغ 50 گرمي است يعني در وزن مساوي ميزان كلسترول ميگو يك سوم كلسترول تخم مرغ است با اين تفاوت كه در
ميگو ميزان اسيد چرب اشباع كه براي سلامتي مضر است صفر است كه مي تواند به كاهش كلسترول خون كمك كند .
بر اساس تحقيقاتي كه در دانشگاه راكفلر آمريكا صورت گرفته و به تاييد انجمن متخصصان قلب آمريكا رسيده و در مجله نظام پزشكي ايران نيز به ثبت رسيده است كلسترول موجود در ميگو باعث افزايش كلسترول خون نمي شود و اصولا آن چه كه علت اصلي افزايش كلسترول خون است اسيد هاي چرب اشباع به شمار مي روند.
ميگو مقدار قابل توجهي املاح ضروري به خصوص فسفر و آهن دارد كه به ويژه براي كودكان در حال رشد و زنان باردار بسيار مفيد است . نكته قابل توجه ديگر اينكه در غذا هاي درياي به دليل كمتر بودن بافت پيوندي به نسبت ساير غذاهاي گوشتي آنها نرمتر بوده و اين واقعيت به خصوص پس از پخت مشخص مي شود به همين دليل غذاهاي دريايي و از جمله ميگو براي افراد مسن كه بدليل وضعيت دهان و دندان كمتر به جويدن و هضم غذا هستند بسيار مفيد است .
صدها و بلكه هزاران موجود كوچك وبزرگ با رنگهاي الوان و متنوع و بسيار شگفت انگيز، بسان يك باغ زيباي بهاري هنچنان منظره بديع و شگفت آوري را در مقابل بيننده بوجود مي آورند كه توصيف آن مگر از طريق تماشا و ديدن امكان ندارد و راز و اوج اين زيبايي زماني است كه پرده اي از آبهاي نيلگون و شفاف جزاير خليج فارس آن را از چشم نامحرمان پوشانده و شوق وصل آن زماني دست مي دهد كه يا در كنار ساحل جزيزه كيش به دريا غواصي كني يا در كنار جزايره (ابوموسي و تنب بزرگ وكوچك ؛ قشم؛ كيش ؛لاوان ؛خارگ ؛لارك ؛هنگام؛هرمز؛فارور؛هندرابي؛سري؛فارسي ) در زير نور مهتاب شب چهارده كه از دريا ي خليج فارس بيرون مي آيند تلالويي از آن طره زيبا در سياهي شب به چشمانت بدرخشد.
ولي متاسفانه آنچه درباره مرجان هاي دريايي تا كنون گفته شده، از ظاهر زيباي آنان ارائه شده. ولي به جرات مي توان گفت كه در اين مورد بجز تعدادي اندك آنچنان نمي دانيم. خليج فارس خور يكي از مامن هاي اين درهاي زيباست كه به صورت هاله اي اسرار آميز بيشتر جزاير آن را در بر گرفته است .
مرجان(coral)
مرجان در حقيقت جانوري هست گل مانند، با بازواني گسترده بسان گلبرگها و حفره اي در ميان بعنوان د هانه كه معمولا دسته جمعي زندگي نموده وغالبا نيز يك پايه آهكي از خود ترشح مي نمايند. كه در درون حفره هاي آن كه شبيه به يك گلدان هست، دائما به سر مي برند.

مرجانها به دو دسته كل تقسيم مي شوند:
مرجانهايي كه از خود آهك ترشح نموده و به اصطلاح سفت بوده(hard coral) ايجاد آبسنگ(reef) مي نمايد. و ديگر مرجان هايي كه آهكي نبوده و اصطلاحا نرم(soft coral) ناميده مي شوند.
عمده مرجانهاي موجود در خليج فارس از نوع آبسنگي بوده و بدين جهت بيشتر از اين ديد مورد بررسي قرار مي گيرند. وجود همين آبسنگهاي مرجاني است كه جلوه طبيعت زيباي ديگري به جزاير ايراني خليج فارس بخشيده است. همين مرجانها همانند مهده كودكي براي زيست آبزيان ريز و درشت اطراف جزيره شده است.
گسترش و انواع مرجانهاي خليج فارس
مرجانها معمولا در تمام نواحي درياي اطراف جزاير در اعماق يافت مي شوند. ولي پراكنش انواع سخت يا آبسنگ ساز محدود به مناطق كم عمق جزاير و به وسعت صدها كيلومتر مربع مي باشد..
گسترش آبسنگهاي مرجاني از طريق عمق در اطراف جزاير. عمق زندگي آنها از 50 تا 70 متر بيشتر نبوده و عمدتا در اعماق 25 متري و يا كمتر بسر مي برند. اين امر بيانگر اين است كه چرا چنين ساختارهاي محدود به حاشيه جزاير مي باشند. علت اين امر نياز مرجانهاي آبسنگ ساز به نور مي باشد. چون وجود نور كافي جهت عمل فتوسنتز باكتري هاي همزيست(زوگزانته ها) كه در درون بافت هاي مرجاني زندگي مي كنند، ضروري است. بدون نور كافي، ميزان فتوسنتز در نتيجه قدرت مرجانها براي ترشح كربنات كلسيم، و نهايتا ايجاد آبسنگ كاهش مي يابد.

آبسنگها در واقع نمشته هاي توده اي كربنات كلسيم (آهك) هستند.كه عمدتا توسط مرجانهاي آبسنگ ساز يا هرماتايپيك تا حدي نيز توسط ديگر موجودات از قبيل جلبكهاي آهكي ايجاد مي شود.
ديگر مرجانها همانطور كه قبلا نيز گفته شد آهك ترشح ننموده و به عنوان مرجانهاي غير آهك ساز يا آهرماتايپيك ناميده مي شوند. تفاوت بين اين دو گروه در اين است كه درون بافت هاي بدن مرجان آبسنگ ساز نوعي سلول گياهي كوچك همزيست به نام زئوگزانت وجود دارد.
مرجانها از نظر درجه حرارت
از نظر درجه حرارت، تقريبا تمامي آبسنگهاي موجاني در آبهاي دريايي با حرارتي كمتر از 20 درجه يافت مي شوند. ولي هيچ گونه آبسنگي در آبي كه حرارت متوسط سالانه آن كمتر از 18 درجه باشد تشكيل نمي شود. مناسب ترين درجه حرارت براي تشكيل آبسنگهاي مناطقي با حرارت ميانگين سالانه 23 تا 25 درجه است. بعضي از آبسنگهاي مرجاني قادر به تحمل حرارت هاي 36 تا 40 درجه سانتيگراد مي باشند.كه از اين جمله آبسنگهاي واقع در جنوب خليج فارس در سواحل عربستان، بحرين وقطر مي باشند.
مرجانها رابطه آنها با شوري آب دريا
شوري از ديگر عوامل محدود كننده توسعه آبسنگهاي مرجاني محسوب مي گردد. مرجانهاي آبسنگ ساز قادر به تحمل شوري پايين تر از محدوده عادي آب درياها(32 تا 35 قسمت در هزار) نبوده و بدين جهت در مناطقي كه داراي ورودي آب شيرين رودخانه است يافت نمي شوند. بطريكه در مناطقي از خليج فارس كه شوري تا 42 گرم در ليتر نيز مي رسد بخوبي رشد مي نمايند.

ساختار مرجانها
مرجانها جزو جانوران محسوب مي شوند. هر نظر رده بندي مرجانها مطعلق به شاخه گزنه سازان(caldaria) مي باشند كه خود به سه رده زير تقسيم مي شوند:
الف) رده گل زيان(Antozoa): شامل مرجانها، شقايق دريايي(sea anemone) و قلم هاي دريايي (sea pen) است. تمام افراد اين رده كف چسب بوده و شبيه به گل مي باشند. داراي بازوان(تنتاكول)تو خالي بوده و از جانوران كوچك مانند زئوپلانكتون ها پس از بي حس كردن آنها توسط سلولهاي گزنده تغذيه مي نمايند.
شكل مرجانهاي بادبزني(gorgonian) كه راسته اي از اين رده محسوب مي شوند شبيه به برگ بوده و مجموعه اي است از هزارهن پوليپ كه به صورت دسته جمعي زندگي مي كنند. مرجانهاي نرم مجموعهاي از پليپ هاي بدون اسكلت هستند كه در درون آب به صورت يك انگشت طويل با جريانها و امواج به حركت در مي آيند.
ب) رده آبسانان(Hydrozoa): مانند مدوزها(Medusae) كه تماما دريايي هستند و به صورت دست جمعي زندگي مي كنند. بعضي داراي سلول هاي گزنده بوده و در صورت تماس با بدن ايجاد خراش يا سوزش مي نمايند.
ج) رده فنجان زيان(scyphozod): كه عروس هاي دريايي متعلق به اين گروه مي باشند. اين موجودات بصورت انفرادي زندگي كرده و گزنده مي باشند. بدين خاطر غواصان معمولا به هنگامي كه در زير آب غواصي مي نمايند، مواظبند تا بدنشان با عروس هاي دريايي برخورد ننمايد.و بدين خاطر در مناطق و يا فواصل زاد و ولد كه تعداد آنان بسيار زياد است از لباس غواصي استفاده مي نمايند.

زيست شناسي مرجان
جانور مرجان يا پوليپ در درون يك حفره كوچك گلداني شكل كه بنام مرجانگاه(Corellite) ناميده مي شود زندگي مي نمايد. هر فنجان يا مرجانگاه داراي يك رديف پره هاي سخت شعاعي است كه از قائده ايجاد مي شوند. شكل و الگوي اين پره ها متفاوت بوده لذا در رده بندي گونه اي از آنان استفاده مي شود.
هر پوليپ داراي سه لايه است كه شامل لايه پوشش خارجي(اپيدرمين) ناميده مي شود. لايه مياني از جنس فيبر(Mesogt rode rmis) است(شكل شماره7) در وسط پليپ دهان قرار داشته كه بازوان ياتنتاكولها با سلول هاي گزنده(نماتوسيت) خود در اطراف آن قرار دارند و جانور به كمك آنها غذاي خود را كه عمدتا پلانكتون هاي جانوري است، به دام مي اندازد. تك سلولي هاي همزيست زوكزانتله، كه در حقيقت جزو گروه دو تاژكان(دينوفلاژلد) هستند. در بين سلولهاي لايه دروني بسر مي برند.
تكثير و ازدياد كلني هاي مرجاني بصورت غيرجنسي و جوانه زدن پوليپ ها است. ولي ايجاد اجتماعات جديد بصورت جنسي و ايجاد نئزاداني بنام پلانولا(planula) است كه پس از گذراندن مرحله شناوري، در جايي ثابت مي شوند و ايجاد يك زندگي دست جمعي مي نمايند.
عواملي كه باعث از بين بردن مرجانها يا تخريب اين جانوران در خليج فارس طي اين سالها شده است:

با توجه به اينكه مرجانهاي خليج فارس عمدتا متعلق به دوران چهارم مي باشد و لذا بسيار جوان محسوب مي گردند. طي اين سالها متاسفانه مقدار زيادي از اين مرجانها از بين رفتند كه عامل هايي از اين قبيل:
1)از عوامل محدود كننده اي كه معمولا با رودخانه ها همراه است، گل و لاي موجود در آنها است كه پس از ورود به درياها و اقيانوس ها، باعث افزايش كدورت آب و در نتيجه مسدود شدن مجراهان تغذيه اي آنان مي گردد. به همين صورت ايجاد اسكله و يا حفاري هاي دريايي كه باعث گل آلوده شدن آب درياها مي گردند باعث از بين رفتن مرجانها مي گردد.
2)ريختن فاضلاب و آبهاي شهري كه محيط مرجانها را آلوده مي كنند.
3)لنگر انداختن شناورهاي صيادي و تجاري كه در اطراف جزاير در محل زيستگاه مرجانها لنگر مي اندازند و هنگام بالا كشيدن لنگر مرجانها را از بستر دريا جدا مي كنند كه خود باعث از بين بردن مرجانها مي شوند.
4)خريد و فروش اين جانوران آبزي مدتي است كه در ايران جهت كارهاي تزئيني انجام مي گيرد و عده اي در اين زمينه فعاليت مي كنند كه بايد جلو آنها گرفته شود.
5)استفاده هاي داروئي از اين جانوران آبزي باعث شده است كه عده اي ديگر به شكار اين زيستگاه بروند.
چكيده:
مطالب اين مقاله مجموعه اي از اطلاعات در زمينه خانواده دلفين ها مي باشد و در بر گيرنده كلياتي پيرامون رده بندي ، فيزيولوژي ، بيولوژي ، رقتارهاي آنها و معرفي بعضي گونه هاي اين خانواده و بخصوص كونه هايي كه در خليج فارس يافت مي شوند و افسانه ها و اسطوره هاي مربوط به دلفين ها ارائه گرديده است.
مقدمه:
در اولين نگاه يك دلفين بسيار شبيه يك ماهي ميباشد. اما دلفينها همانند ما پستاندار هستند، خونگرم (homoeothermic) بوده و به بچههاي خود شير ميدهند.
فيلسوف بزرگ يوناني ارسطو 2400 سال قبل والها را جزء پستانداران معرف كرد، ارسطو حتي دريافته بود كه والها به بچههاي خود شير ميدهند و از هوا تنفس ميكنند
اجداد دلفين ها و بطور كلي والها پستانداراني شبيه كفتار بنام mesonychids ( از دسته زوج ثمان ) بودند ، آنها مصب ها را تحت تسلط خود درآوردند.
شباهت زيادي بين جمجمه كشف شده از: Prosqualodon dovidi كه 25 ميليون سال پيش زندگي ميكرده و با جمجمه يك دلفين امروزي وجود دارد. سوراخ بيني davidi در بالاي سرشان مي باشد وجود دندان (homodont) هستند.
Order: cetacea
Sub order: odontoceti
Family: delphinidae
مانند؛ نهنگ قاتل (orca)، نهنگ خلبان (pilet whale) و دلفينها.
Dolphins:
گروه معيني از cetaceas نامشان از لغت يوناني Ketos به معني هيولاهای دريايي گرفته شده شامل دلفينها و يورپويزها ميباشند. خانواده دلفينها با 17 جنس و 36 گونه بزرگترين خانواده والها بوده كه در همه اقيانوسها به جز آبهاي سرد اقيانوس منجمد شمالي و جنوبي زندگي ميكنند.
يك جفت اندام پيشين پارويي (Flipper) داشته اما فاقد اندامهاي عقبياند. دلفينها شناگران پر قدرتي هستند، بدن دوكي و دم لنگري قوي كه با حركات رو به بالا و پايين دم خود شنا ميكنند.
اين حركات نيرويي را توليد كرده كه به يك باره شتاب زيادي مييابند و سرعت آنها گاهي به km/h40 ميرسد در ميان والها دلفينها باله پشتي كاملاً مشخصي دارند و در اين ميان دلفينهاي رودخانهاي به جاي باله پوششي كوژ دارند تفاوت جالب؛ شايد در فاصله دور دلفينها و كوسهها تقريباً مشابه هم باشند اما شكل دم دلفينها و به طوركلي نهنگها مسطح بوده و حركت دم رو به بالا و پايين است در حالي كه دم كوسه ماهيها عمودي و مانند ساير ماهيها حركت باله دمي آنها به صورت جانبي است.
در جمجمه دلفينها منقار كاملاً مشخص ميباشد و همه دلفينها به استثناي Risso’s منقار دارند. استخوان بيني پيش فكي و فكي تا حدودي نامتقارن هستند و در هر فك تعداد زيادي دندان كوچك و نوك تيز وجود دارد كه تعداد آنها در هر نيمه فك 40 تا 50 عدد ميباشد و در فك بالا معمولاً تعداد دندانها بيشتر است و در بعضي گونهها تعداد دندانها به 260 عدد نيز ميرسد. فاقد مينا است و به آنها جور دندان يا همودونت می گويند.
تعداد دندانها و تيزي آنها دلفينها را براي تغذيه از ماهيها سازگار ساخته و دندانهاي دلفينها براي جويدن طراحي نشدهاند و آنها با ضربه زبان خود ماهي را درسته قورت ميدهند.
دلفينها گروهي زندگي ميكنند و گلههاي بزرگي از آنها براي شكار ماهي دور از ساحل و گاهي در نزديكي ساحل ديده ميشود. مراسم شكارشان بسيار ديدني است.
دلفينها در مسير امواج به دور گلههاي ساردين حلقه زده و يكي از آنها ماهيها را به طرف بقيه ميفرستند و سپس جاي خود را با ديگري عوض ميكند. ماهيها به هوا پريده و درست به دهان دلفينها ميافتند مراسم شكار در پايان مد خاتمه مييابد. پوست دلفينها صاف و برهنه است و البته شايد تعداد كمي مورد ناحيه اطراف دهان باشد غدد پوستي ندارند.
اپيدرمشان چند لايه بود و در زير درم لايه هيپودرم قرار دارد كه blubber يا لايه چربي در همين قسمت است ضخامت اين لايه گاهي تا cm50 هم مي رسد اين لايه به حفظ گرما و شناوري آنها كمك ميكند.
سوراخ بيني (blow hole) دلفينها و والها در بالاي سرشان قرار گرفته كه والهاي دنداندار فقط يك سوراخ بيني دارند اما والهاي فيلتر كننده دو سوراخ بيني دارند.
هوا از بيني وارده ريههاي آنها ميشود و قفسه سينه ارتجاعي آنها امكان تنفسهاي عميق را ميدهد.
سوراخ بينی دلفينها به صورت هلالی بوده و تا زماني كه در حال نفسگيري است باز و زماني كه به داخل آب شيرجه ميروند به وسيله نيروي ماهيچهاي بسته ميشود در واقع نفس خود را حبس كرده و حدود 2 ساعت نيز ميتوانند زير آب بمانند و هنگامي كه دوباره براي نفسگيري به سطح ميآيند به علت برخورد هواي گرم درون ششها و هواي سرد خارج فوارههايي ايجاد ميشود كه از فاصله دور نيز ديده ميشود.
دلفينها هم مـي رقصند!
قبل از جفتگيري دلفينها مرحلهاي براي ابراز عشق در بين آنها وجود دارد. آنها ساعتها همديگر را دنبال كرده و به نوازش هم ميپردازند به صورتي كه شكمهايشان در تماس با هم ميباشد در واقع ميتوان گفت كه دلفينها حيوانات بيبند و باري هستند آنها با هم جفت نميشوند و در عوض هر دلفين در دفعات زياد با يكي بعد از ديگري جفتگيري ميكنند.
جفتگيري معمولاً در تابستان و يا پاييز صورت ميگيرد و دوره آبستني تقريباً حدود 10 ماه ميباشد.
بيضهها به صورت كشيده و در محوطه شكمي قرار دارند. آلت تناسلي نر در جيب پوستي مخصوصي قرار دارد كه در هنگام تحريك خارج ميشوند.
تولهها از دم متولد ميشوند و بلافاصله بعد از قطع بند ناف نوزاد بايد براي اولين نفس كشيدن به سطح آب بيايد. تولههاي متولد شده نميدانند چه كاري بايد انجام دهند،اما مادران به تولههاي خود كمك كرده و آنها را به طرف سطح هل ميدهند.
تولهها كه بعد از تولد 95cm طول دارند و ميتوانند شنا كنند به همراه مادر خود به هر جايي ميروند و از شير پرچرب مادر خود كه 10 برابر شير يك گاو ارزش كالريك دارد مينوشند و در عرض 1 هفته دو برابر ميشوند. گاهي تا 1 سال و 6 ماه به توله خود شير ميدهد. تولهها زماني كه مادر شنا ميكند شير ميخورند البته در اين هنگام مادر آهسته حركت ميكند پستانهاي مادر 1 جفت بوده و در ناحيه شكمي در نزديكي مهبل در داخل جيب پوستي (pauch) قرار دارد. تنها در زمان شيردهي نوك پستانها خارج ميشود و مادر براي اينكه زمان شيردهي كوتاهتر شود به مخزن مخصوص ذخيره شير خود فشار وارد ميكند ، تا توله سريعتر براي تنفس به سطح آب باز گردد.
دلفينها ديگر زماني كه تولهاي به گله اضافه ميشود به دقت از آن محافظت ميكنند و زماني كه مادر توله به جستجوي غذا ميرود دور بچه ديوار دفاعي تشكيل ميدهند تا از گزند حمله كوسهها در امان باشند حتي اين حس فراتر رفته و سعي در نجات تولهها از تورهاي ماهيگيري نيز مي كنند.
سوراخ گوش دلفينها به فاصله كمي در پشت چشمانشان قرار گرفته و اين قسمت در پايين محل اتصال آرواره به جمجمه ميباشد. گوش مياني داراي سه استخوانچه چكشي، سنداني و ركابي است. (در دوزيستان خزندگان، پرندگان 1 عدد به نام كلوملا) دلفينها فركانسهايي حدود 5 تا 150 كيلوهرتز را توليد كرده و فركانسهاي تا 80 كيلوهرتر را ميشنوند و در واقع قدرت شنوايي آنها 4 برابر انسان است آنها با ايجاد اصوات و دريافت انعكاس آنها دقيقاً همه چيز را بررسي ميكنند به اين عمل Echo- location ميگويند.
صداي آنها همانند وزوز كردن و گاهي غژغژ كردن در ميباشد اين صداها در حفره بيني در زير سوراخ بيني و بخشي هم توسط جنجره توليد ميشود و در حنجره ماهيچههاي ظريفي براي كنترل امواج عبوري از آن وجود دارد.
Echo- locati حس فوقالعاده قوي ميباشد به طوري كه دلفينها به راحتي با چشم بسته فرق ميان دو توپ را كمي اندازه آنها با هم فرق داشته باشد تشخيص ميدهند و با استفاده از اين حس قوي مكان دقيق ماهيها را تعيين ميكنند دلفينها براي دريافت صدا از آرواره تحتاني خود استفاده ميكنند و اعتقاد دانشمندان بر اين است كه آرواره تحتاني دلفينها و نهنگهاي دنداندار توخالي و شامل پوسته استخواني بسيار نازك است در اطراف حفره اي پر از روغن قرار دارد كه براي انتقال صوت مناسب است. بخش عقبي آرواره پاييني به گوش مياني خيلي نزديك است.
وزن مغز دلفينها تقريباً برابر وزن مغز انسان ميباشد البته اين تشابه به معني هوش برابر با انسان نيست اما در اين كه دلفينها حيوانات باهوشي هستند شكي وجود ندارد. دلفينها از آموختن لذت ميبرند و براي آنها آموختن سرگرم كننده و جالب است.
Propoising پريدن براي بازيگوشي
قرنهاست كه انسان توسط مناظر سحرانگيز و بينظير دلفينهاي در حال پريدن و شنا كردن مجذوب گشته. به اين پرشها زمان شنا كردن Porpoising ميگويند. دلفينها به صرف شوخي و بازي به هوا ميپرند و اغلب كشتيها را تعقيب ميكنند و ممكن است تا عمق m70 هم به داخل آب شيرجه بزنند.
يكي از راههاي تعيين سرعت دلفينها اندازهگيري بلندي پرش آنهاست براي مثال: در پرش 5/5 متري سرعتي معادل k/h36 را دارند. آنها براي افزايش سرعت نميپرند آنها به قصد بازي و سرگرمي اين كار را انجام ميدهند. جامعه دلفينها بسيار پيچيده است هر كدام از آنها نامي دارند و همديگر را با نامهاي خود صدا ميزنند. دلفينها به هم احترام گذاشته و با هم تصميمگيري ميكنند. مانند هر حيوان اجتماعي دلفينها نيز اختلافاتي پيدا ميكنند و براي حل آن روبهروي هم با دهانهاي باز به نوبت جيغ ميزنند و تصميم ميگيرند. اين اختلافات به ندرت به درگيرهاي فيزيكي ختم ميشود.
دلفينها آب نمينوشند!
پستانداران دريايي از جمله دلفينها آب موردنياز خود را از غذا و از رطوبت هوايي كه تنفس ميكنند بدست ميآورند آنها كليههاي پر قدرتي براي خلاصي از نمكي كه بهطور اجتنابناپذير همراه غذا وارد بدنشان ميشود دارند.
دلفين ها هم مي خوابند!
دلفين ها بطور گروهي و غوطه ور در زمان هاي كوتاه مي خوابند بطوريكه در هر دفعه نيمي از مغز آنها خوابيده ، به عبارت ديگر نيمكره هاي مغز آنها به نوبت استراحت مي كند.
تعيين سن
والهاي دندان دار مانند دلفين ها بر روي دندانهاي شان حلقه هاي طولي درست شبيه حلقه هاي تنه درخت وجود دارد ، بطوريكه حلقه هاي جديد در جلوي حلقه هاي قديمي مي باشد. با برش طولي دندان و شمارش دندان سن دلفين ها را تعيين كرده از روي ظاهر حلقه ها به درجه كيفيت غذا و سلامتي وال ها در طول زندگي شان پي مي برند.
خطر دوستي
در بخشي از شرق اقيانوس آرام تن ماهيان و دلفين ها با هم شنا مي كنند. براي صيد تن ها صيادان از تورهاي گوش گير استفاده كرده كه در طول 30 سال گذشته حدود شش ميليون دلفين با اين تورها كشته شده اند .
بطور كلي ميزان صيد جهاني دلفين ها هر ساله پانصد هزار راس مي باشد كه ده درصد آن توسط ژاپني ها صورت مي گيرد. به نظر مي رسد اقدام جهاني بر عليه ژاپن ضروري مي باشد. زيرا ژاپني ها به هر بهانه اي مثل نجات ماهيها و در هر فرصتي مثل به گل نشستن وال ها آنها را مي كشند.
دلفين تراپي
دلفين تراپي براي اولين بار در سال 1978 توسط يك روانپزشك به نام nathanson توسعه يافت و در چند سال اخير در ميان مردم جايگاه خاصي باز كرده است. اين روش در ارتباط با تراپي هاي بين المللي مثل فيزيوتراپي و خواب تراپي استفاده مي گردد. دلفين تراپي بهترين روش اصلاح رفتار بوده و براي بهبود بچه هايي با مشكلات معلوليت ، سندرم دان ، عقب ماندگي ذهني و اوتيسم بكار مي رود.
محققين ادعا مي كنند كه صداهاي دلفين ها مي تواند امواج مغزي انسان را تغيير داده و باعث تقويت سيستم عصبي مي شود.
معرفي بعضي گونهها:
دلفين معمولی 1- Common dolphin
Delphinus delphis( linnaeus 1758)
دلفين معمولي نهنگي است با جثه كوچك به اندازه آن به ندرت به 5/2 m ميرسد.
اين دلفينها زيبا و بازيگوش بوده و در گلههاي بزرگ 100 تايي يا بيشتر با هم مسافرت ميكنند و به 2 نوع باله پشتي آنها به طرف عقب خميدگی دارد. اين دلفينها داراي پوزه باريك و منقاري، منقار بلند و منقار كوتاه تقسيم ميشوند. دلفين معمولي در خليج فارس وجود دارد. دوره آبستني اين دلفينها 11ـ10 ماه ميباشد.
دلفين پوزه بطري 2- Bottlenose dolphin
Tursiops truncates صميميترين دلفين با انسان می باشد
دلفين پوزه بطري بزرگتر از دلفين معمولي ميباشد و طول آن به m5/3 ميرسد اين دلفينها رابطه بسيار صميمانهاي با انسان داشته و فوقالعاده باهوش هستند و در اغلب باغ وحشها و پاركهاي دريايي نگهداري ميشوند. دلفينهاي پوزه بطري در دستههاي كوچك سفر ميكنند و به 2 نوع ساحلي كوچكتر و دور از ساحل بزرگتر (تا طول m4) يافت ميشود اين دلفين در خليجفارس وجود دارد. دوره آبستني آنها 13ـ12 ماه است.
دلفين سربي 3- Dusky dolphin
Sousa plumbea (cuvier 1829)
قهرمان پرش در بين دلفينها
اين دلفينهاي كوچك كه اندازه آنها در زمان بلوغ m5/2 ميباشد بلندترين پرشها را در بين دلفينها انجام ميدهند. رنگ بدن آنها به طور يكنواخت خاكستري سربي است و فقط زير فك پايين سفيد است اين دلفينها گلههاي 4 تا 6 راستي تشكيل ميدهند و زيستگاه آنها در آبهاي ساحلي ميباشند. در خليجفارس نيز دلفينهاي سربي يافت ميشوند و دوره آبستني آنها 9ـ8 ماه است.
Dolphin Spotted
Sousa Lentiginosa
( owen 1866)
اين دلفينها شبيه به دلفينهاي سربي بوده ولي رنگ آنها خاكستري مايل به آبي است و خالهاي كوچك قهوهاي يا سربي دارند البته بعضي خالهاي روي پوزه و بالهها سفيد ميباشند. در خليجفارس به وسيله Robaae - A در سال 1970 گزارش شدند.
دلفين ساعت شني 5-Hour glass dolphin
Lagenorhynchus cruciger
علت نام اين دلفين الگوي رنگي سفيد و سياه كنارههاي بدنش ميباشد با آنكه اين دلفين ها خجالتي نيستند ولي اطلاعات زيادي راجع به آنها بدست نيامده و در آبهاي دور دست اقيانوسهاي جنوبي زندگي ميكنند.
دلفين شامي
6-Risso’s dolphin
Grampus griseus
تنها گروه دلفينها كه فاقد منقار هستند. آنها در گلههاي بزرگ زندگي ميكنند و دائماً توسط ديگران خراشيده و گاز گرفته ميشوند. حيوانات مسنتر سفيد بهنظر ميآيند كه در واقع هزاران نشانه و خطوط متقاطع ميباشند.
دلفينهاي رودخانهاي
7-River dolphins
اين دلفينها در رودخانههاي بزرگ آسيا و جنوب آمريكا يافت ميشوند ، مثل: Boto در اُرينوكو، آمازون و جنوب آمريكا Baiji در يانگتسه و چندگونه كه در ايندوس و گانگ (platanista gangetica ) هستند اين دلفينها همه كوچكاند و آهسته شنا كرده و منقار باريك و بلندي دارند ، فاقد باله پشتي بوده و به جاي آن كوژ دارند و تقريباً كور هستند.
7-1 Amazon river ddphin
(Boro)
Inia geoffrensis
اين دلفينها بهطور كامل صورتي هستند و آنها يك منقار دراز با تعداد زيادي دندان دارند. ولي چشمهاي دلفينهاي رودخانه بسيار كوچك و بعضي كاملاً كور هستند. و توسط echo – location ماهيها را رديابي كرده و شكار ميكنند. دلفينهاي رودخانه فاقد باله پشتي هستند و به جاي آن كوژ دارند. همچنين داراي تعدادي مو روي پوزه و آرواره پاييني هستند.
7-2 Baiji
يكي از نادرترين مخلوقات روي زمين دلفين رودخانهاي در چين بنام Baiji دومين مورد در ليست گونههاي در معرض خطر انقراض IUCN ميباشند. آنها حيوانات بسيار خجالتي بوده و فقط حدود 150 تا 200 رأس از Baiji باقي ماندهاند و در رودخانه Yangsize زندگي ميكنند.
خويشاوندان نزديك Orca, killer whale
Orcinus orca
عليرغم نام و جثه بزرگ با طولي حدود m10ـ7 در نرها (مادهها حدود m6ـ4) و وزن 2 تن و ظاهر درنده نهنگهاي قاتل بسيار باهوش و بازيگوش هستند و در اسارت كاملاً رام ميباشند آنها رابطه صميمي با انسان پيدا ميكند.
اما در حياتوحش orca تقريباً هر چيزي را كه شنا ميكد از ماهي، پنگوئن، فك تا كوسهها حتي والها بزرگتر مانند bluga را شكار ميكنند باله پشتي بسيار بلند و برافراشته آنها در نرها به m8/1 ميرسد با وجود اين هيكل بزرگ orcas سرعت بالايي در حدود km/h55 دارند و ميتوانند به طور كامل از آب بيرون بپرند.
Orca مهاجرت واقعي انجام نميدهند ولي مسافرتهايي را براي جستجوي غذا انجام ميدهند.
سياه كهرباي و سفيد براق آنها را در زمان حركت استتار ميكند. orca براي شكار شيرهاي دريايي گاهي تا ساحل نيز ميآيند آنها با شكار خود بازي ميكنند مانند گربهاي كه با موش بازي ميكند و شيرهاي دريايي را درحالي كه هنوز زندهاند با ضربه دم به هوا پرت ميكنند و از اين كار لذت ميبرند
واقعاً علت اين رفتار وحشيانه آنها چيست؟ هنوز پاسخ اين سؤالات مشخص نشده است ولي orca از اين كار لذت ميبرند. دوره بارداري orcas 12 ماه ميباشد آنها همديگر را صدا ميزنند ولي در زمان شكار صدايي از خود در نميآورند.
نهنگ خلبان باله بلند
Long – Finned pilor whale
Globicephala melas or G. malaena
زيستگاه اين والها آبهاي دور از ساحل همه اقيانوسها به جز بخش شمالي اقيانوس آرام است . اين والها براي تغذيه به آبهاي ساحلي و كم عمق ميآيند.
والهاي خلبان در واقع شامل گونههاي باله بلند و گونههاي باله كوتاه ميباشند هر دوي اين گونهها داراي برآمدگي در پيشاني هستند كه در نرهاي مسن تر بسيار بزرگ ميباشد. گونههاي باله بلند ، بلند ترين فواره را وقتي نفس ميكشند بوجود آورده كه ارتفاع آن تا m1 هم ميرسد و تا اعماق m600 نيز ميتوانند شيرجه روند.
افسانهها و اسطورهها
ـ ناجی انسان
در افسانه ها دلفينهاي تنها در اطراف جهان در جستجوي انسانها هستند در ميان داستانهاي تاريخي قصههاي زيادي از نجات انسانهاي در حال غرق شدن به وسيله دلفينها گفته شده كه احتمالاً از حقيقت منشاء ميگيرند.
ـ دوست نپتون
در يك صفالينه باستاني تصوير يك دلفين در حال حمل كردن نيزه سه سر نپتون خداي درياها ديده ميشود. در اين صفالينه نپتون به صورت انساني با پاهاي اسب و دم ماهي نشان داده شده است.
ـ orion
در يك اسطوره يوناني خداي اريون سوار بر پشت يك دلفين در آسمان حمل ميشود و خدايان به او سه ستاره ميدهند كه صورت فلكي اريون اينگونه ايجاد ميشود.
ـ لقب Le dauphin
پسر ارشد لوئي شانزدهم پادشاه فرانسه ملقب به Le dauphin بود. او بهخاطر تصوير 3 دلفين بر روي بازوی كت اش به dauphin ملقب گشت اين لقب براي كردهاي فرانسه استفاده ميشود
ـ ماهيهاي سلطنتی
در قرن چهاردهم ميلادي همه والهاي به گل نشسته در بريتانيا رسماً به شاه و ملكه تعلق داشتند كه ماهيهاي سلطنتي ناميده ميشدند.
تاليف و ترجمه :
مهندس هانيه همايونی
|
میگوی آب شیرین
|
Fasciola-hepatica (کرم کبد گوسفند):
کرم کبد گوسفند يک کرم پهن برگی شکل است مه در مجاری صفراوی بالغ می شود و توليد مثل می کند. اين کرم ـ فاسيول ـ تخم هايش را به لوله گوارش ريخته که همراه مدفوع دفع شوند.
رده بادکشداران یا کپلکها که انگلهای داخلی یا خارجی هستند، بدنشان از کوتیکول پوشیده شده است. فاقد قطعه یا بند هستند. این جانوران دارای بادکشها و قلابهایی برای چسبیدن به بدن میزبان هستند. دارای مرحله لاروی و بلوغ هستند و مرحله لاروی را معمولا در بدن یک نرم تن شکمپا به سر میبرند. تعداد تخمهایی که تولید میکنند، فوق العاده زیاد است. کپلک بزرگ یا فاسیولاهپاتیکا کرم معمولی کبد گوسفند است که در مرحله بلوغ در مجاری صفراوی به سر میبرد.مقدمه
خانواده فاسیولیده کرمهایی هستند پهن به شکل برگ درخت که انگل کبد یا مجرای صفراوی و روده پستانداران هستند. این انگل در اکثر نقاط دنیا مشاهده میشود بخصوص در کشورهایی که پرورش گوسفند رواج دارد آلودگی با نسبت بالا در بین دامها ملاحظه میشود. آلودگی انسان با این انگل در برخی نقاط مانند آمریکای جنوبی و کشورهای مدیترانهای مانند ایران گزارش شده است.
![]()
ویژگیهای کرم فاسیولا
کرم فاسیولا به شکل برگ به اندازه 5 - 3 سانتیمتر دارای دو بادکش دهانی و شکمی است. سطح بدن از کوتیکول خاردار پوشیده شده است. سیستم تناسلی هرمافرودیت با دو بیضه منشعب در قسمت عقب کرم و تخمدان منشعب و رحم پر پیچ و خم در قسمت جلو است که به سوراخ تناسلی ختم میشود. دستگاه گوارش ناقص و فاقد مخرج است، ولی دارای انشعابات زیاد سکوم (روده کور) میباشد.
چرخه زندگی فاسیولا
تخم انگل که پس از لقاح تخمک و اسپرم از یک کرم یا از دو کرم مختلف تولید میشود پس از آنکه از طریق مدفوع میزبان نهایی به آب شیرین محیط زیست افتاده پس از 2 - 1 هفته نوزاد مژهداری به نام میراسیدیوم از آن خارج شده و به بدن حلزون واسط به نام لیضه و لاروهای کاملتر به نام اسپروفیت ورودی و بالاخره سرکر تشکیل میشود. سرکر از حلزون خارج شده و در آب شناکنان به طرف گیاهان اطراف برکه یا جوی آب رفته، دور آن را لایه مقاومی میگیرد که از این پس به آن متاسرکر میگویند.
انسان یا حیوان گیاهخوار (میزبان نهایی) با خوردن متاسرکر به آن آلوده میشود. دیواره متاسرکر در معده متلاشی شده و سرکر آن آزاد میشود که دیواره معده یا روده را سوراخ کرده پس از ورود به محیط عمومی لایه خارجی کبد را سوراخ کرده و به کبد وارد شده و با تغذیه از سلولهای پارانشیم کبد به کرم بالغ تبدیل میشود.
![]()
بیماریزایی
آسیبهای ناشی از بیماری فاسیولا ارتباط با تعداد کرم در بدن دارد. آسیبهای اولیه در اثر جابجایی در بافت کبد برای رسیدن به مجرای صفرا ایجاد میشود که در برخی اوقات مرده کرم سبب ایجاد نسج فیبری میشود. در انسان فقط تعداد کمی از کرمها به مجرای صفرا میرسند که در آنجا چند ماه تا چند سال زنده میمانند. کم خونی از عوارض اصلی بیماری است.
علت کم خونی تغذیه کرم از خون ، ایجاد خونریزی از مجاری صفراوی و کم شدن عمر گلبولهای قرمز خون میباشد. وجود کرم فاسیولا که گاهی وارد اعضای دیگر بدن میشود سبب ایجاد آسیب در آنها میشود مانند آسیبهای معدی ، لوزوالمعده و طحال و بافت زیر جلد و عروق خونی و ریه و مغز و عضلات و آپاندیس.علایم بالینی
دوره کمون بستگی به تعداد کرم وارد شده به بدن دارد. در یک اپیدمی فرانسه علایم بیماری 6 هفته پس از خوردن سبزیهای آبزی آغاز شد و حداکثر علایم بین 2.5 - 2 ماه ظاهر گردید. علایم اولیه بیماری عبارتند از تعریق زیاد ، دردهای شکمی و کهیر. فاصله زمانی بین ورود تخم انگل به بدن و مشاهده تخم در مدفوع بستگی به تعداد کرم دارد که حد متوسط آن در انسان بین 3 تا 4 ماه محاسبه شده است.
تشخیص بیماری
آزمایش خون بالا رفتن لوکوسیتها را نشان میدهد که تعداد آن بین 10 تا 40 هزار در میلیمتر مکعب میشود و نسبت ائوزینوفیلی از 0.5 بیشتر است. کم خونی به صورت کاهش هموگلوبین مشاهده میشود. آزمونهای کبدی در دوره حاد بیماری متغیر است. بهترین وسیله تشخیص استفاده از آزمون انگل شناسی است که تخم فاسیولا را در مدفوع و مایع کشت شده از دوازدهه مشاهده مینماییم..
![]()
درمان فاسیولازیس
از سالها قبل تعدادی دارو برای درمان بیماری بکار رفته است که 3 داروی مهم شامل بیتی نول ، تریکلابندازول و پرازیکوآنتل است.
پیشگیری
انسان باید از خوردن گیاهان و سیزیجات نشسته و آبهای آلوده اجتناب نماید. بهترین راه پیشگیری در حیوانات درمان آنها و نیز از بین بردن حلزونهای ناقل با استفاده از مواد شیمیایی و بهسازی محیط است.
انواع فاسیولا
فاسیولا انواع مختلف دارد که برای حیوانات گیاهخوار در اغلب نقاط دنیا آلوده کننده است. نام برخی از آنها عبارتند از: فاسیولا ژیگانیتکا ، فاسیولا ایندیکرم ، فاسیولا ماگنا ، فاسیولا امریکانا ، فاسیولا کالیفرنی ، فاسیولا نیانزه ، فاسیولا اجلافی

